پاسخ مسائل دینی
 
قالب وبلاگ

عظیم الشأن و سریع الاجابه
مرحوم «کفعمى» دعایى را از امام موسى کاظم(علیه السلام) نقل کرده است و گفته: این دعا، عظیم الشأن و سریع الاجابه است (به زودى به اجابت مى رسد) و آن دعا، این است:

اَللّهُمَّ اِنّى اَطَعْتُکَ فى اَحَبِّ الاَْشْیآءِ اِلَیْکَ وَهُوَ التَّوْحیدُ، وَلَمْ اَعْصِکَ فى
خدایا همانا من در محبوبترین چیزها در نزد تو که عبارت از توحید و یگانگیت بود از تو پیروى کردم و در مبغوض ترین چیزها
اَبْغَضِ الاْشْیآءِ اِلَیْکَ وَهُوَ الْکُفْرُ، فَاغْفِرْ لى ما بَیْنَهُما، یا مَنْ اِلَیْهِ مَفَرّى،
در نزدت که عبارت از کفر به تو بود نافرمانیت نکردم پس آنچه دراین میان است ازگناهانم بیامرز اى که بسوى اوست گریزگاه من
آمِنّى مِمّا فَزِعْتُ مِنْهُ اِلَیْکَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الْکَثیرَ مِنْ مَعاصیکَ، وَاقْبَلْ
مرا از آنچه به خاطر آن بسویت پناه آوردم امان بخش خدایا بیامرز گناهان بسیارم را و بپذیر
مِنِّى الْیَسیرَ مِنْ طاعَتِکَ، یا عُدَّتى دُونَ الْعُدَدِ،وَیا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ، وَیا
از من طاعت اندکم را اى ذخیره در مقابل سایر ذخیره ها و اى مایه امید و تکیه گاه من و اى
کَهْفى وَالسَّنَدَ، وَیا واحِدُ یا اَحَدُ، یا قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ، اَللهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ
پناهگاه و نگهبانم و اى یگانه اى یکتا اى آن که در وصف خود به پیغمبرت گفتى بگو او خداى یکتاست خدا بى نیاز است، نزاید
وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ،
و نه زاییده شده و نیست برایش همتا و مانندى هیچ کس از تو مى خواهم به حقّ آنان که از میان خلق خود آنها را برگزیدى
وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ اَحَداً، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَ اَنْ
و در خلق خود هیچ کس را مانند ایشان نکردى که درود فرستى بر محمّد و آل او و درباره من انجام دهى
تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ،اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِالْوَحْدانِیَّةِ الْکُبْرى،وَبِالْمُحَمَّدِیَّةِ
آنچه را تو شایسته آنى خدایا از تو خواهم به حق مقام وحدانیّت و یکتایى بزرگ خودت و به مقام محمّدى
الْبَیْضآءِ،وَالْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیا،وَبِجَمیعِ مَااحْتَجَجْتَ بِهِ عَلى عِبادِکَ،وَبِالاْسْمِ
آن مقام تابنده و به مقام علوى آن مقام والا و به تمام حجّت هاى خود بر بندگانت و به حقّ آن نامى
الَّذِى حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ، فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ اِلاَّ اِلَیْکَ، صَلِّ عَلى
که از خلق خود پنهان داشتى که اظهار نشود از تو مگر بخودت که درود فرستى بر محمّد
مُحَمِّد وَآلِهِ، وَاجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى فَرَجاً وَمَخْرَجاً، وَارْزُقْنى مِنْ حَیْثُ
و آل محمّد و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار دهى و به من روزى دهى از آن جا که گمان دارم
اَحْتَسِبُ وَمِنْ حَیْثُ لا اَحْتَسِبُ، اِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِساب.
و از آن جا که گمان ندارم که تو روزى دهى هر که را بخواهى بى حساب.
آنگاه حاجت خود را بطلب.(1)

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]

دعایی با مضامین بسیار عالى
على بن ابراهیم به سند معتبر از عبدالرّحمن بن سیّابه روایت مى کند که امام صادق(علیه السلام) این دعا را به من مرحمت فرمود (دعایى که مضامین بسیار عالى دارد):

اَلْحَمْدُ للهِ وَلِىِّ الْحَمْدِ وَ اَهْلِهِ، وَ مُنْتَهاهُ وَ مَحَلِّهِ، اَخْلَصَ مَنْ وَحَّدَهُ،
ستایش خداى را که سرپرست ستایش و شایسته آن و منّت هاى آن و جایگاه آن است اخلاص دارد کسى که او را به یگانگى شناخت
وَاهْتَدى مَنْ عَبَدَهُ، وَ فازَ مَنْ اَطاعَهُ، وَ اَمِنَ الْمُعْتَصِمُ بِهِ، اَللّهُمَّ یا ذَا
و راه یافت کسى که پرستشش کرد و رستگار شد کسى که فرمانبریش کرد و امان یافت کسى که به او پناه برد خدایا اى صاحب
الْجُودِ وَالْمَجْدِ، وَ الثَّنآءِ الْجَمیلِ وَالْحَمْدِ، اَسْئَلُکَ مَسْئَلَةَ مَنْ خَضَعَ لَکَ
جود و شوکت و ستایش شایان و ستودگى از تو خواهم خواستن کسى که خاضع تو گشته
بِرَقَبَتِهِ، وَ رَغِمَ لَکَ اَنْفَهُ، وَ عَفَّرَ لَکَ وَجْهَهُ، وَ ذَلَّلَ لَکَ نَفْسَهُ، وَ فاضَتْ مِنْ
با سر خود و به خاک مالیده در برابرت بینیش را و چهره خود به خاک ساییده و خود را به خوارى انداخته و ریزان گشته از
خَوْفِکَ دُمُوعُهُ، وَ تَرَدَّدَتْ عَبْرَتُهُ، وَاعْتَرَفَ لَکَ بِذُنُوبِهِ، وَفَضَحَتْهُ عِنْدَکَ
ترست اشک هایش و سرشک در دیده اش بغلتد و به گناهان خود در برابرت اعتراف دارد و خطایش او را در پیش تو
خَطیئَتُهُ، وَ شانَتْهُ عِنْدَکَ جَریرَتُهُ، فَضَعُفَتْ عِنْدَ ذلِکَ قُوَّتُهُ، وَ قَلَّتْ
رسوا کرده و زشتش کرده او را در نزد تو جنایتش و از این رو ناتوان گشته در این حال نیرویش، و کم شده
حیلَتُهُ، وَ انْقَطَعَتْ عَنْهُ اَسْبابُ خَدایِعِهِ، وَاضْمَحَلَّ عَنْهُ کُلُّ باطِل،
چاره اش و منقطع گشته از او وسایل نیرنگ هایش و دور گشته از او هر باطلى
وَاَلْجَاَتْهُ ذُنُوبُهُ اِلى ذُلِّ مَقامِهِ بَیْنَ یَدَیْکَ،وَخُضُوعِهِ لَدَیْکَ،وَابْتِهالِهِ اِلَیْکَ،
و به ناچار کشانده است او را گناهانش به خوارى ایستادن در نزد تو و فروتنیش در نزد تو و زاریش به درگاهت
اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ سُؤالَ مَنْ هُوَ بِمَنْزِلَتِهِ، اَرْغَبُ اِلَیْکَ کَرَغْبَتِهِ، وَ اَتَضَرَّعُ اِلَیْکَ
از تو خواهم خدایا خواستن کسى که او چنین است و مایلم به درگاهت چون میل او و فروتنى کنم
کَتَضَرُّعِهِ، وَاَبْتَهِلُ اِلَیْکَ کَاَشَدِّ ابْتِهالِهِ، اَللّهُمَّ فَارْحَمِ اسْتِکانَةَ مَنْطِقى،
چون فروتنى او و زارى کنم به درگاهت به سخت ترین زارى او خدایا پس رحم کن به زار و نزارى گفتارم
وَذُلَّ مَقامى وَ مَجْلِسى، وَ خُضُوعى اِلَیْکَ بِرَقَبَتى، اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ الْهُدى
و خوارى جایگاه و مجلسم و فروتنیم به درگاهت به سر و گردنم از تو خواهم خدایا راهنمایى
مِنَ الضَّلالَةِ، وَالْبَصیرَةَ مِنَ الْعَمى، وَالرُّشْدَ مِنَ الْغَوایَةِ، وَاَسْئَلُکَ اللّهُمَّ
از گمراهى و بینایى از کورى و راهیابى از بیراهه رفتن و از تو خواهم خدایا
اَکْثَرَ الْحَمْدِ عِنْدَ الرَّخآءِ، وَاَجْمَلَ الصَّبْرِ عِنْدَ الْمُصیبَةِ، وَ اَفْضَلَ الشُّکْرِ
ستایش بیشتر در هنگام آسایش و شکیبایى بهترى را در وقت مصیبت و سپاسگزارى کاملترى
عِنْدَ مَوْضِعِ الشُّکْرِ، وَ التَّسْلیمَ عِنْدَ الشُّبُهاتِ، وَ اَسْئَلُکَ الْقُوَّةَ فى
در جاى سپاسگزارى و تسلیم در پیش شبهه ها و از تو خواهم نیرویى در
طاعَتِکَ، وَالضَّعْفَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، وَالْهَرَبَ اِلَیْکَ مِنْکَ، وَ التَقَرُّبَ اِلَیْکَ
فرمانبرداریت و سستى از انجام نافرمانیت و گریز بسوى خودت از (عذاب) تو و تقرّب به درگاهت
رَبِّ لِتَرْضى، وَالتَّحَرِّىَ لِکُلِّ ما یُرْضیکَ عَنّى فى اِسْخاطِ خَلْقِکَ،
پروردگارا تا خشنود شوى و پیدا کردن هر چه تو را خشنود سازد از من در به خشم آوردن خلقت
اِلْتِماساً لِرِضاکَ، رَبِّ مَنْ اَرْجُوهُ اِنْ لَمْ تَرْحَمْنى، اَوْ مَنْ یَعُودُ عَلَىَّ اِنْ
به خاطر تحصیل رضایت تو پروردگارا به که امید داشته باشم اگر توام رحم نکنى یا کیست که به من توجه کند اگر
اَقْصَیْتَنى، اَوْ مَنْ یَنْفَعُنى عَفْوُهُ اِنْ عاقَبْتَنى، اَوْ مَنْ امُلُ عَطایاهُ اِنْ
تو دورم کنى یا کیست که گذشتش به من سود بخشد اگر تو کیفرم کنى یا آرزومند عطاى که شوم اگر
حَرَمْتَنى، اَوْ مَنْ یَمْلِکُ کَرامَتى اِنْ اَهَنْتَنى، اَوْ مَنْ یَضُرُّنى هَوانُهُ اِنْ
تو محرومم کنى یا کیست که بدست داشته باشد گرامى داشتنم را اگر تو خوارم کنى کیست که خوار کردنش به من زیان زند اگر
اَکْرَمْتَنى، رَبِّ ما اَسْوَءَ فِعْلى، وَ اَقْبَحَ عَمَلى، وَ اَقْسى قَلْبى، وَ اَطْوَلَ
تو گرامیم دارى پروردگارا چه بد است رفتارم و چه زشت است کردارم و چه سخت است دلم و چه دراز است
اَمَلى، وَ اَقْصَرَ اَجَلى، وَ اَجْرَأَنى عَلى عِصْیانِ مَنْ خَلَقَنى، رَبِّ وَ ما
آرزویم و کوتاه است عمرم و چه گستاخم بر نافرمانى آفریدگارم پروردگارا
اَحْسَنَ بَلائَکَ عِنْدى، وَ اَظْهَرَ نَعْمآئَکَ عَلَىَّ، کَثُرَتْ عَلَىَّ مِنْکَ النِّعَمُ فَما
و چه نیکوست آزمایشت از من و آشکار است نعمتهایت بر من بسیار شد نعمت هاى تو بر من که
اُحْصیها، وَ قَلَّ مِنّىِ الشُّکْرُ فیما اَوْلَیْتَنیهِ فَبَطِرْتُ بِالنِّعَمِ، وَتَعَرَّضْتُ
شماره اش نتوانستم و اندک شد سپاسگزارى من در آنچه به من عطا کردى و سرمست شدم به نعمت هایت و خود را در معرض
لِلنِّقَمِ، وَسَهَوْتُ عَنِ الذِّکْرِ، وَ رَکِبْتُ الْجَهْلَ بَعْدَ الْعِلْمِ، وَ جُزْتُ مِنْ الْعَدْلِ
کیفر تو قرار دادم و از یاد تو غافل شدم و به مَرکب جهل سوار شدم پس از دانایى و گذشتم از عدالت
اِلَى الظُّلْمِ، وَ جاوَزْتُ الْبِرَّ اِلَى الاِْثْمِ، وَ صِرْتُ اِلَى اللَّهْوِ مِنَ الْخَوْفِ
به سوى ظلم و ستم و تجاوز کردم از نیکى به گنهکارى و درافتادم به سرگرمى بجاى ترس
وَالْحُزْنِ، فَما اَصْغَرَ حَسَناتى، وَ اَقَلَّها فى کَثْرَةِ ذُ نُوبى، وَ ما اَکْثَرَ ذُنُوبى،
و اندوه پس چه خُرد است نیکیهایم و اندک است آنها در مقابل بسیارى گناهانم و چه بزرگ است آنها
وَاَعْظَمَها عَلى قَدْرِ صِغَرِ خَلْقى، وَ ضَعْفِ رُکْنى، رَبِّ وَ ما اَطْوَلَ اَمَلى
در جنب خُردى خلقتم و ناتوانى بنیادم پروردگارا و چه دراز است آرزویم
فى قِصَرِ اَجَلى، وَ اَقْصَرَ اَجَلى فى بُعْدِ اَمَلى، وَ ما اَقْبَحَ سَریرَتى
در مقابل کوتاهى عمرم و چه کوتاه است عمرم در دورى آرزویم و چه زشت است باطنم
وَعَلانِیَتى، رَبِّ لا حُجَّةَ لى اِنِ احْتَجَجْتُ، وَلا عُذْرَلى اِنِ اعْتَذَرْتُ، وَلا
و ظاهرم پروردگارا حجّتى ندارم اگر حجّت بخواهم و عذرى ندارم اگر بخواهم عذرخواهى کنم
شُکْرَ عِنْدى اِنِ ابْتَلَیْتُ وَ اُولیتُ اِنْ لَمْ تُعِنّى عَلى شُکْرِ ما اَوْلَیْتَ، رَبِّ ما
و سپاسگزارى ندارم اگر مبتلا گردم و مورد احسان قرار گیرم اگر تو کمکم ندهى بر سپاسگزارى بدانچه احسانم کردى پروردگارا چه
اَخَفَّ میزانى غَداً اِنْ لَمْ تُرَجِّحْهُ، وَ اَزَلَّ لِسانى اِنْ لَمْ تُثَبِّتْهُ، وَ اَسْوَدَ
سبک است ترازوى اعمالم فرداى قیامت اگر تو چربش نکنى و چه پرلغزش است زبانم اگر تونگاهش ندارى و چه سیاه است
وَجْهى اِنْ لَمْ تُبَیِّضْهُ، رَبِّ کَیْفَ لى بِذُنُوبِىَ الَّتى سَلَفَتْ مِنّى قَدْ هُدَّتْ لَها
چهره ام اگر تو سفیدش نکنى پروردگارا چه کنم با گناهانى که از من در پیش گذشته و بنیادم براى آن
اَرْکانى، رَبِّ کَیْفَ اَطْلُبُ شَهَواتِ الدُّنْیا، وَ اَبْکى عَلى خَیْبَتى فیها، وَ لا
درهم شکسته پروردگارا چگونه مى جویم شهوات دنیا را و مى گریم بر کامیاب نشدنم در آنها ولى
اَبْکى وَ تَشْتَدُّ حَسَراتى عَلى عِصْیانى وَ تَفْریطى، رَبِّ دَعَتْنى دَواعِى
نمى گریم و سخت نمى شود افسوسم به نافرمانیم و کوتاهى کردنم پروردگارا انگیزه هاى
الدُّنْیا فَاَجَبْتُها سَریعاً، وَ رَکَنْتُ اِلَیْها طآئِعاً، وَ دَعَتْنى دَواعِى الاْخِرَةِ
دنیا مرا خواندند بشتاب پذیرفتم و به میل و رغبت بدانها دل بستم ولى چون دواعى آخرت مرا خواندند
فَتَثَبَّطْتُ عَنْها، وَ اَبْطَاْتُ فِى الاْجابَةِ وَالْمُسارَعَةِ اِلَیْها، کَما سارَعْتُ
واپس کشیدم و از پذیرفتنشان و شتافتن بسوى آنها کُندى کردم چنانچه شتافتم
اِلى دَواعىِ الدُّنْیا، وَ حُطامِهَا الْهامِدِ، وَ هَشیمِهَا الْبایِدِ، وَ سَرابِهَا
بسوى انگیزه هاى دنیا و متاع پوسیده اش و کالاى بى خاصیت و نابود شونده اش و سراب
الذّاهِبِ، رَبِّ خَوَّفْتَنى وَ شَوَّقْتَنى، وَاحْتَجَجْتَ عَلَىَّ بِرِقّى، وَ کَفَلْتَ لى
بى حقیقتش پروردگارا مرا ترساندى و تشویقم کردى و دلیل آوردى به بندگیم و کفالت کردى
بِرِزْقى، فَاَمِنْتُ خَوْفَکَ، وَتَثَبَّطْتُ عَنْ تَشْویقِکَ، وَ لَمْ اَتَّکِلْ عَلى
روزیم را پس من از ترست ایمن گشتم و واپس کشیدم از تشویقت و اعتماد نکردم بر
ضِمانِکَ، وَ تَهاوَنْتُ بِاحْتِجاجِکَ، اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ اَمْنى مِنْکَ فى هذِهِ الدُّنْیا
ضمانتت و سبک گرفتم دلیل آوردنت را خدایا قرار ده ایمنیم را از تو در این دنیا
خَوْفاً، وَحَوِّلْ تَثَبُّطى شَوْقاً، وَ تَهاوُنى بِحُجَّتِکَ فَرَقاً مِنْکَ، ثُمَّ رَضِّنى بِما
ترس و تبدیل کن واپس کشیدنم را از شوق و سبک شمردنم را به دلیل تو هراسى از خودت سپس قانعم گردان بدانچه
قَسَمْتَ لى مِنْ رِزْقِکَ یا کَریمُ ]یا کَریمُ[، اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ، رِضاکَ
قسمتم کرده اى از روزیت اى بزرگوار از تو خواهم بنام بزرگت خشنودى تو را
عِنْدَ السُّخْطَةِ، وَ الْفَرْجَةَ عِنْدَ الْکُرْبَةِ، وَالنُّورَ عِنْدَ الظُّلْمَةِ، وَالْبَصیرَةَ عِنْدَ
هنگام خشم و گشایش در هنگام گرفتارى و روشنى در وقت تاریکى و بینایى در وقت
تَشَبُّهِ الْفِتْنَةِ، رَبِّ اجْعَلْ جُنَّتى مِنْ خَطایاىَ حَصینَةً، وَ دَرَجاتى فِى
مشتبه شدن فتنه پروردگارا قرار ده سپر مرا از خطاهایم محکم و درجه هایم را در
الْجِنانِ رَفیعَةً، وَاَعْمالى کُلَّها مُتَقَبَّلَةً، وَ حَسَناتى مُضاعَفَةً زاکِیَةً، اَعُوذُ
بهشت بلند و کارهایم را همگى پذیرفته و کارهاى خوبم را چند برابر و پاک پناه مى برم
بِکَ مِنَ الْفِتَنِ کُلِّها، ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ، وَمِنْ رَفیعِ الْمَطْعَمِ وَالْمَشْرَبِ،
به تو از فتنه ها همه آنها چه آنچه آشکار است و چه پنهان و از خوراکى و آشامیدنى ممتاز
وَ مِنْ شَرِّ ما اَعْلَمُ وَ مِنْ شَرِّ ما لا اَعْلَمُ، وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ اَنْ اَشْتَرِىَ الْجَهْلَ
و از شرّ آنچه مى دانم و از شرّ آنچه نمى دانم و پناه برم به تو از این که بخرم نادانى را
بِالْعِلْمِ، وَالْجَفا بِالْحِلْمِ، وَالْجَوْرَ بِالْعَدْلِ، وَالْقَطیعَةَ بِالْبِرِّ، وَالْجَزَعَ بِالصَّبْرِ،
به دانش و جفا را به بردبارى و ستم را به عدالت و بریدن از خویشان را به نیکوکارى و بى تابى را به شکیبایى
وَ الْهُدى بِالضَّلالَةِ، وَ الْکُفْرَ بِالاْیمانِ.(1)
یا هدایت را به گمراهى یا کفر را به ایمان.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]
 دعاى کوتاه و پرمحتوا
روایت شده است امیرالمؤمنین(علیه السلام) مردى را دید که از روى دفترى دعایى طولانى را (به زحمت) مى خواند; امام(علیه السلام) به او فرمود: اى مرد خدا! آن خدایى که این دعاى طولانى را مى شنود، به دعاى کم و کوتاه نیز پاسخ مى دهد (یعنى نیازى به خواندن این همه دعاى طولانى نیست) آن مرد عرض کرد: اى مولاى من، چه کنم؟ فرمود: این کلمات (کوتاه و پرمحتوا) را بخوان:
اَلْحَمْدُ للهِ عَلى کُلِّ نِعْمَة، وَاَسْئَلُ اللهَ مِنْ کُلِّ خَیْر، وَ اَعُوذُ بِاللهِ مِنْ کُلِّ
ستایش خداى را بر هر نعمتى و از او خواهم هر خیرى را و پناه برم به خدا از هر
شَرٍّ، وَ اَسْتَغْفِرُ اللهَ مِنْ کُلِّ ذَنْب.(1)
شرّى و آمرزش خواهم از خدا از هر گناهى.
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]
 دعاى پرمحتوا طلب حاجات و حل مشکلات

گروهى از بزرگان یاران امام صادق(علیه السلام) دعاى پرمحتواى زیر را از آن حضرت نقل کردند. امام(علیه السلام)فرمود: در شگفتم از کسى که از چهارچیز مى ترسد چرا به چهار ذکر (آیه از قرآن مجید) پناه نمى برد; نخست: تعجّب مى کنم از کسى که از دشمن مى ترسد چرا به این ذکر پناه نمى برد: «حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ; خدا ما را کفایت مى کند و او بهترین حامى ماست».(1) زیرا خداوند در پى آن مى فرماید: «به خاطر این دعا آن گروه از مؤمنان، با نعمت و فضل پروردگار (از میدان نبرد، سالم) بازگشتند در حالى که هیچ ناراحتى به آنان نرسید».(2)
دیگر این که در شگفتم از کسى که غم و اندوهى به او رسیده چگونه به این ذکر پناه نمى برد: «لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ; خداوندا جز تو معبودى نیست منزّهى، من از ستمکاران بودم (مرا ببخش و از این اندوه رهایى ده)»(3) زیرا خداوند در پى آن مى فرماید: «ما او را (اشاره به یونس(علیه السلام) است) از آن اندوه نجات بخشیدیم و همین گونه مؤمنان را نجات مى دهیم».(4)
و نیز در شگفتم از کسى که در برابر توطئه خطرناکى قرار گرفته چگونه به این ذکر پناه نمى برد: «اُفَوِّضُ اَمْرِی اِلَى اللهِ اِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ; من کار خود را به خدا واگذار مى کنم زیرا خداوند نسبت به بندگانش بیناست».(5) خداوند در پى آن مى فرماید: «خداوند او را (اشاره به مؤمن آل فرعون) از نقشه هاى شوم آنها (فرعونیان) رهایى بخشید».(6)
و نیز در شگفتم از کسى که مواهب دنیوى از خدا مى خواهد چرا از این ذکر استفاده نمى کند: «ماشاءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ; آنچه خدا بخواهد انجام مى گیرد هیچ قوّت و قدرتى جز از ناحیه خدا نیست»(7) زیرا خداوند در پى آن مى فرماید: «... امید دارم پروردگارم بهتر از باغ تو به من دهد».(8) (اشاره به دو دوستى که یکى با ایمان بود و فقیر و دیگرى ثروتمند و ضعیف الایمان).(9)

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]

در زمان غیبت و امتحان شیعه


مرحوم «شیخ کلینى» و دیگران روایت کرده اند که امام صادق(علیه السلام) به «زراره» (یکى از یاران جلیل القدرش) فرمود: در زمان غیبت و امتحان شیعه، این دعا را بخوان:
اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اَللّهُمَّ
خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را نشناسانى پیامبرت را نشناسم خدایا
عَرِّفْنى رَسُولَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ
رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسانى حجّتت را نشناسم خدایا
عَرِّفْنى حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى.(1)
حجّتت را به من بشناسان که اگر نشناسانى از دین خود گمراه گردم.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]

در زمان غیبت و امتحان شیعه


مرحوم «شیخ کلینى» و دیگران روایت کرده اند که امام صادق(علیه السلام) به «زراره» (یکى از یاران جلیل القدرش) فرمود: در زمان غیبت و امتحان شیعه، این دعا را بخوان:
اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اَللّهُمَّ
خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را نشناسانى پیامبرت را نشناسم خدایا
عَرِّفْنى رَسُولَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ
رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسانى حجّتت را نشناسم خدایا
عَرِّفْنى حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى.(1)
حجّتت را به من بشناسان که اگر نشناسانى از دین خود گمراه گردم.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]

سفارش جبرئیل خدمت رسول خدا ص


مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتاب «مهج الدعوات» از امام محمّدباقر(علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمود: جبرئیل خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: اى پیامبر خدا، من هیچ پیامبرى را به قدر تو دوست نداشته ام، لذا این دعا را به تو مى آموزم و آن را بسیار بگو:
اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَرى وَلا تُرى، واَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى، وَاَنَّ اِلَیْکَ الْمُنْتَهى
خدایا تو مى بینى و دیده نمى شوى تو در برترین دیدگاه ها هستى و همانا سیر خلق و بازگشتشان
وَالرُّجْعى، واَنَّ لَکَ الاْخِرَةَ وَالاُْولى، واَنَّ لَکَ الْمَماتَ وَالْمَحْیا، وَرَبِّ
بسوى توست و از آن توست آخرت و دنیا و براستى مرگ و زندگى بدست توست پروردگارا
اَعُوذُ بِکَ اَنْ اُذَلَّ اَوْ اُخْزى.(1)
پناه مى برم به تو از این که خوار شوم یا رسوا گردم.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]

دعایی از امام موسى بن جعفرع


از امام موسى بن جعفر(علیهما السلام) نقل شده است که آن حضرت به یکى از یاران خود فرمود: هر وقت از خداوند متعال حاجتى را بخواهى، بگو:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ عَلِىٍّ، فَاِنَّ لَهُما عِنْدَکَ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ،
خدایا به حقّ محمّد و على که نزد تو شأن و منزلت
وَ قَدْراً مِنَ الْقَدْرِ، فَبِحَقِّ ذلِکَ الشَّأْنِ، وَ بِحَقِّ ذلِکَ الْقَدْرِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى
و قدر بزرگى دارند از تو مى خواهم به حق آن شأن و به حق آن قدر بزرگى که بر
مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ اَنْ تَفْعَلَ بى کَذا وَ کَذا(1)
محمّد و آل محمّد درود فرستى و این کار را برایم انجام دهى.
(به جاى کذا و کذا، حاجت خود را از خداوند بخواه)

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید اصغر قدس ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اغاز علم,شناخت خداست وپایانش واگذاری امور به او
آرشيو مطالب